
گاهی همه چیز دست به دست هم می دهد تا در جایی و مکانی باشی که انتظارش را نداری.
ابیانه مرا به نمایشگاه بین المللی گردشگری و صنایع وصل کرد.
اولین بار بود که کار در نمایشگاه را تجربه می کردم از اینکه همه فعالان صنعت گردشگری در یک جا جمع می شوند. فعالیت ها ٬ تولیدات و اقامتگاههای خود را معرفی می کنند و من هم در این کار سهمی داشتم خیلی خوشحال بودم.
غرفه ابیانه با بنر و وسایل موزه تزئین شده بود با آنکه ساده بود اما با همان سادگی اش جذاب بود و بوی روستا می داد.
وقتی چشم ها در وسایل قدیمی ٬ خانه های سرخ پی به عشق و محبت و سادگی مردمان روستا می رسید.
یکی از بازدیدکنندگان می گفت غرفه شما واقعی است و شما خودتان هستید بدون اغراق و بزرگ نمایی بر خلاف غرفه های دیگر...
ترازوی قدیمی آویزان کنار غرفه نظرها را جلب می کرد نحوه ساخت ترازو پرسشی بود که یکی رهگذران نمایشگاه مطرح کرد و ما را به فکر فرو برد چگونه همه چیز یک اندازه باید باشد که فروشنده و خریدار ضرر نکند؟! از چه چیزی برای ساخت ترازو استفاده شده است؟!!!
لول های که دوطرف غرفه را تزیین کرده بود جای پرسشی دیگر برای رهگذران کنجکاو بود البته کسانی که قدیمی تر بودند با این لول ها خاطره داشتند و کنار این لول ها می ایستادند و عشق و شوقی در چشمانشان بود ،٬لبخندی بر لب داشتند وخاطراتی را از این لول ها تعریف می کردند از زمان کودکی در روستای خودشان... لول هایی که پر می شد از میوهای تازه انگور و سیب و...و در دو طرف الاغ بسته می شد.
راهنماها و آژانس های زیادی به ما سر زدند یکی از لیدرهای قدیمی پرسشی مطرح کرد که جوابش در عین سادگی بسیار دشوار بود. او سالها در ابیانه راهنما بود. از ما در مورد ویژگی پرسید که فقط در ابیانه وجود دارد ٬در هیچ کجای دیگر دنیا یافت نمی شود.
ویژگی که نماد عشق و امید این مردم است!!!؟؟؟
جواب های زیادی دادیم ولی پاسخ موردنظرش نبود خیلی کنجکاو بودم جواب را بدانم وقتی فهمیدم متوجه سادگی پاسخ شدم.
اما پاسخ شنیدنی بود در ابیانه هیچ کوچه بن بستی وجود ندارد یعنی هیچ راهی نیست که بسته باشد.
همیشه امید هست.
مردمانی که امید زیادی دارند.
مردمانی با اراده...
مردمانی هنرمند و هنر دوست این در لباسشان تجلی یافته است.
چند روزی که در نمایشگاه گذارندم تجربه خیلی خوبی بود با آدم های مختلفی آشنا شدم هنرمند ٬ فیلم ساز ٬ مستند ساز و راهنمایان زیادی ...
جای اویی در نمایشگاه خالی بود با آنکه غرفه انجمن گردشگری کل کشور که انجمن گردشگری نوش آباد از انجمن های فعال آن است روبروی ما بود ولی به دلیل کنوانسیون راهنماها تنها روز آخر اعضا انجمن حضور داشتند .
در این مدت چند روز آنچه راهنماها و آژانس ها به دنبالش بودند اقامتگاه بوم گردی بود آنها از هتل خسته شده بودند.
به دنبال جایی بودند که با سادگی آمیخته باشد.
جایی که بتوانند غذای محلی و پخت نان و چای آتشی و... را تجربه کنند.
حیف از کویر زیبای نوش آباد با آن همه قلعه که جای اقامتگاه سنتی در آن خالی است.
به امید روزی که در ابیانه و اویی در اقامتگاه سنتی بتوانیم پذیرای گردشگران باشیم و در نمایشگاههای آینده آنها را معرفی کنیم.
برچسب:
نویسنده: سجاد بهرامی