خرید بک لینک

زمانی که ما بچه بودیم کمتر کسی بود که حمام شخصی داشته باشد چون گاز شهری نبود و گرم کردن آب حمام پر هزینه بود و مردم ترجیح می دادند که به حمام عمومی بروند تابستانها هم که بیشتر خانه ها حوض داشت و آبتنی حمام بود.

حمام رفتن بچگی های ما یک سفر خانوادگی چند ساعته بود یا با بچه های بزرگتر راهی میشدیم یا مادر همه بچه ها را با خود به حمام می برد . گاهی مقصد برگشت از مدرسه حمام محله بود چون خانم ها صبح به حمام می رفتند سه چهار ساعت حمام بودند و بچه ها از مدرسه می آمدند به آنها ملحق می شدند. حدودا پنج ساله بودم می خواستند من را به حمام ببرند اما من راضی نمی شدم از محیط حمام و شلوغی و رطوبت و کیسه کشیدن و لیف و صابونی که به صورتم می زدندو برای چند لحظه نفسم بند می آمد وحشت داشتم.

مادرم فکری به ذهنش رسید و دست به کار شد و یک کیسه کوچک اندازه دستم دوخت و با تعریف و تمجیدو ریشخند مرا به حمام برد و من هم دلخوش از اینکه مثل آدم بزرگها کیسه خودم را خواهم کشید راضی شدم اما چه خیال خامی داشتم.

حمامی مسئول حمام بود که در محله ما نامش نصرت بود و همراه با همسرش این شغل را داشتند و مسئول حمام زنانه و مردانه بودند. حمامی ها در عزا و عروسی ها نیز فعال بودند در هر عروسی حتما باید دعوت می شدند و اسپند عروسی را دود می کردند و در عزاداری ها نیز گلاب بده بودند.

حمام ها از جمله مکان های وقفی بود که با کمک مردم یا دولت ساخته می شد و حمامی مسئول باز و بسته نگاه داشتن و گرم کردن و تامین سوخت و تمیز کردن حمام بود و این هزینه ها و درآمد خود را با پولی که از مردم می گرفت تامین می کرد. حمامی این پول را یا موقع ورود می گرفت و یا هر یک ساعت وارد حمام می شد و دوری می زد. حمام دو محوطه بزرگ داشت ابتدا محوطه ای بیرونی حمام بود که دورتا دورش تختگاه بود و لباس و ساکها را قرار می دادیم و اندرون حمام شامل چندین دوش و محوطه ای برای نشستن و کیسه کشیدن بود البته اتاق هایی بدون دوش در طرفی دیگر بود که علت این اتاق ها را در آن دوران نمی فهمیدم. حمام ها مکان خوبی برای انتخاب عروس هم بود چون می توانستند از هر حیث عروس را ارزیابی کنند و برای همین دختران جوان دم بخت با موهای شانه کرده و مرتب و آراسته وارد حمام می شدند حتی راه رفتنشان همراه با کرنش بود که همه جوره دختری ایده آل به نظر آیند. حمام ها آخر هفته ها شلوغ تر بود و دوش خالی به سختی و با انتظار پیدا می شد برای همین سعی بر این بود که به جز این روزها را برای حمام گرفتن انتخاب کنیم.

گاهی موهای بلند زنان جلو راه آب را می گرفت و فاجعه رخ می داد و کثافتی به راه می افتاد. چندش آورترین صحنه برای من این بود که حمامی می آمد و آستینهایش را بالا می زد این موها را خارج می کرد تا راه آب باز شود.

داخل دوش فقط موها شسته می شد و بعد باید خارج می شدی داخل محوطه باز بیرون می نشستی و کیسه می کشیدی بعضی خانمها از حنا و سدر استفاده می کردند. هر دو طرف محوطه حمام شیر آب سرد و گرم وجود داشت ابتدا محل نشستن را با سطلی که همراه داشتیم چندین بار با آب داغ می شستیم و بعد می نشستیم و با صابون سرکه و سفیدآب بدن را خوب کیسه می کشیدیم و صورت را لایه برداری می کردیم و در آخر سنگ پا می زدیم خوبی حمامهای عمومی این بود که همیشه کسی بود کمرت را کیسه بکشد و این فرصتی بود برای دختران جوان تا خانمی و محبت خودشان را به خانواده های جویای عروس نشان دهند.

گاهی نوعروس یا تازه زا را که زیسمون می گویند به حمام می آوردند. روز پس از عروسی خانم های فامیل به درب خانه عروس می رفتند و تا حمام همراهیش می کردند. همه وارد حمام می شدند و با شیرینی و میوه و شربت افراد داخل حمام را پذیرایی می کردند و هلهله و بزن و بکوبی به راه می انداختند به طوریکه فضای حمام تبدیل به جشن عروسی می شد. اگر زیسمون می آوردند همان خانمی که تازه بچه دار شده بود حتما دلاک مخصوص داشت زیسمون تشریفات خاصی داشت و تمام کارهایش را دلاک خانم که معمولا زنی مسن و متبحر در مشت و مال بود انجام می داد بمونی نام خانمی بود که در محله ما این کار را انجام می داد ابتدا تخم مرغ بر سر زیسمون می گذاشتند و بعد در کف حمام در قسمتی که موزاییک های صاف داشت و بالاتر و داغ تر بود می خوابندند که این جایگاه مخصوص زنان تازه زا بود و با مواد خاصی که شامل زرد تخم مرغ و روغن بادام و قرص خاصی که در عطاری ها بود... تمام بدنش را چرب کرده و مشت و مال می دادند که چندین ساعت طول می کشید و گاهی دو نفره با پا از هر دو سمت بر بدن تازه زا  فشار می آوردند و که اگر شخص غریبه بی خبر از ماجرا شاهد این منظره بود گمانش بر عذاب دادن آن خانم می رفت. دلاک بعد از مشت و مال کیسه کشی را شروع می کرد و کارهای زیسمون را تمام و کمال تا آخر انجام می داد. نوزادان را معمولا در ابتدا کار می آوردند و می شستند و سریع خارج می کردند.

بعد از کیسه کشی وارد دوش می شدیم تا موها شسته و با لیف و صابون حجت تمیزی را تمام کنیم.

موقع خروج از حمام لحظه لذت بخشی بود گویی پا به دنیای جدید می گذاشتی و سبک شده ای. دست و پاها چروک شده و صورت گل انداخته با آن روسری که محکم بر پیشانی بسته می شد کسی نبود که تشخیص ندهد از حمام برگشته ای. خلاصه حمام ها فقط محل شستن بدن نبود دید و بازدید اهالی و حرف های زنانه و صدای آب و جیغ و داد بچه ها چنان مکان شلوغی ایجاد می کرد که هر کجا شلوغ می شود تمثیلی از حمام زنانه است.

با آنکه حمام عمومی سختی های خود را داشت اما مردم از اینکه بیشتر در ارتباط بودند شادتر بودند و آرامش روانی بیشتری داشتند.

 یاد آن روزگاران بخیر.

برچسب: نویسنده: سجاد بهرامی تاريخ: شنبه 15 آذر 1399 ساعت: 8:16

صفحه بندی