در کتاب تاریخ قم علت نام گذاری شهر نوش آباد اینطور بیان شده که یکی از اکاسره ساسانی از نوش آباد عبور می کرده چون آنجا را خوش و خرم می بیند انوش آباد می نامد. با توجه به نام انتخاب شده آن پادشاه 1 بوده است که به دادگری و عدالت شهرت دارد. در حکایات و داستانهای قدیمی مردم شهر نیز 1ی به نام زنجیر عدل انوشیروان وجود داشته که هر زمان بی عدالتی در حق کسی انجام می شده از زنجیر کمک می گرفتند و به پای زنجیر می رفتند و قسم یاد می کردند این زنجیر مدتها دادگاه حقانیت بوده تا زمانی که در مقابل حیله آدمیزاد کم می آورد و نابود می شود.
داستان بدین شرح است که روزی شخصی پولی را به امانت به شخص دیگری می سپارد و بعد از مدتها که به سراغ شخص می رود و تقاضای برگشت پولش را دارد آن شخص مدعی می شود که پول را به او پس داده و بین دو طرف جدال می شود عاقبت چاره را در این می بینند که به پای زنجیر عدل انوشیروان رفته و قسم یاد کنند. اما شخصی که پول به او امانت داده شده بود حیله ای به کار می گیرد تا قسمش در پای زنجیر درست و بدون اشکال باشد. او تمام پولها را داخل عصا می ریزد و وقتی به پای زنجیر می روند عصا را به دست صاحب پول ها می دهد و او هم بی خبر عصا را نگاه می دارد تا شخص قسم یاد کند. و او اینگونه قسم می خورد: خدایا خودت شاهد بودی که من پول ها را به دست صاحبش دادم و اینگونه زنجیر در مقابل حیله آدمیزاد کم می آورد و نابود می شود.
در جهانی که ما زندگی می کنیم بی عدالتی همیشه وجود داشته که مسببان آن با حیله و نیرنگ ، سفسطه و مغلطه و حتی قانون در ظاهر جای ایراد باقی نمی گذارد.
کاش زمانی فرا رسد که مردم به چنان شناختی برسند که خود اجرا کننده حق باشند و نیاز به هیچ حاکم و دادگاه و زندان و زنجیر عدلی نباشد.
برچسب:
نویسنده: سجاد بهرامی